
سلام کامپولیه تینا!!
ای جان خوش اومدی جیگر!!!!
من 3 آبان می شه 19 سالم. گفتم که تولدم یه کادویه خوجمل واسه ام بخری!! گرفتی؟
خوب حرفیه؟ اینم از آپ دیت کردن. حالا بیا بگو من هنوز 18 سالمه!!!
ارسال شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 18:58
سلام مِمُلِ تینا ! خوبی؟
من کم کم دارم محو می شم می بینی تو رو خدا!! کلی حرص می خورم میگن تینا اینقد حرص نخور ولی کیه که گوش کنه(من بچه ی بدی ام!)
من اینقدِ دوستون دارم وقتی میایید اینجا کلی خوش به حالم می شه، ببینید چقد آسونه شاد کردن دل یه دخترِ جوونِ ترگُل ورگُل!! پس حالا که
موافقی،هر چی بیشتر دلمو شاد کنی خدا هم بیشتر دوست داره، این کارو بکن، باشه گُلم؟؟؟؟
کلی سوژه داشتم ولی همش یادم رفت! خیالت راحت باشه من توی حرف زدن استادم تا آخرش هستم باهات اساسی جیییییییییییگر، 100٪
وااااااااااااای امروز رفته بودم بیرون (به جونِ خودم کلی کار داشتم، چند وقتی هس بچه مثبت شدم خلاف ملاف و گذاشتم کنار + ولگردی رو)
اینقد هوا گرم بود که نگو، هر کی تُپُل مُپُلِ پاشه بیاد اینجا که خفن لاغر می شه خودم سیبیلمو میذارم گِرو (ها؟ اشتب شد پوزش،سیبیل بابام گِرو)
خلاصه ما شدیم یه مداد و برگشتیم خونه(من به لاغر ماغرا می گم مداد)حالا بگید من چرا دیر می آپم مگه نیرو هم می مونه که بخوام تق تق تایپ کنم!
بچه ها می تونم یه چیزی بهتون بگم؟ روز مادر به مامانات کادو دادی؟ بهش تبریک گفتی؟ مامانتو بوسیدی؟
من خیل دلم می خواست مامانمو می بوسیدم، بهش کادو می دادم ولی نتونستم کاشکی مامانِ منم پیشم بود، کاشکی خدا اونو ازم نگرفته بود، کاش....
می دونید من روز مادر خونه ی خاله ام بودم آخه نذر داشت روز مادر، خیلی دلم گرفته بود خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی، می دونید بعضی
وقتا دلت خیلی می گیره هیچی خوشحالت نمی کنه فقط دوست داری تنها باشی از خدا یه سوالایی رو بپرسی که هیچ وقت جوابشو نگرفتی یه چیزایی رو
بهش بگی که به هیچ کس نگفتی و......... مثل اینکه زیادی حرف زدم من یاد گرفتم که زیادی با کسی درد و دل نکنم اگه هم دیدی یه وقتایی یه چیزایی
می گم واسه اینه که شماها قدر اون چیزایی رو که دارید و بدونید آخه خیلیا همون چیزایی رو که شما دارید رو ندارن، می خوام یه کوچولو با مامانم اینجا
حرف بزنم با اجازه:
سلام مامانِ گُلم خیلی وقته ندیدمت، خیلی با حالی دیگه حتی یه کوچولو به خوابم نمیای، نمی خوام غرغر کنم دوست ندارم ناراحت شی، فقط می خواستم
بهت بگم خیلی دوست دارم، درسته که دیگه پیشم نیسی ولی تو تویه قلبمی، خود تو بهتر از هر کس دیگه ای می دونی که چقدر واسم عزیزی، مهمتر از همه
دوست داشتم اینجا روز مادرو بهت تیریک بگم « بهترین مامانه دنیا روزت مبارک » ببین مامان جونم قول بده بهم که بیای تو خوابم، باشه؟ منتظرتم....
اگه زیادی حرف زدم ببخشید خیلی وقت بود می خواستم واسه مامانم تایپ کنم، دلم گرفته من برم بهتره، مواظب خودتون باشید گُلای باغ زندگی!!!!
BOoSe GhAnDi VaSe To
نویسنده : [ تینا ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © tina-calm-jigare All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme